در ادامه طرح «تشدید امنیت اخلاقی»، ماموران پلیس پایتخت عصر شنبه در اقدامی ضربتی با عفافستیزان در بزرگترین فروشگاه پایتخت برخورد كردند.
در زیر باتوم و چماق یاور و همراه منی
گم شده رای من و تو،تو انتخابات سیاه
دشمن خاشاک و خسند،بسیج و ناجا و سپاه
چاقو و زنجیر میکنه صورتو زخمی و کبود
چشم داره عادت میکنه به گاز اشک اور و دود
رای من و تو نتونست زنجیرا رو پاره کنه
مشت گره کرده ما میهنو ازاد میکنه
رسانه ملی ما کذب تموم خبراش
دروغ و نیرنگ و فریب حرف تموم مجریاش
صورت زشت دیکتاتور،سانسور و وحشت و ترور
دولت تزویر و فســـــــــاد محمـــــــــــــود احمـــــــدی نژاد
رئيس جمهور سابق كشورمان، سیدمحمدخاتمی، همگام با مردم فهیم ایران در راهپيمايی سبز روز قدس شركت خواهد كرد.
به گزارش موج سبز آزادی، یك مقام مسئول در دفتر سیدمحمد خاتمی ضمن اعلام این خبر، به خبرگزاری ایلنا گفت: روز قدس میراث ماندگار امامخمینی در اعتراض به اشغال سرزمین فلسطین و سركوب ملت مظلوم این سرزمین است.
وی افزود: فلسطین مظهر مظلومیت و استیفای حق در روزگار ماست و همه باید این روز را بزرگ بداریم و آقای خاتمی نیز مانند سنوات گذشته در راهپیمایی مردم شریف تهران در روز قدس شركت خواهند كرد.
پیش از این حضور مهدی کروبی، اکبر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی نیز در راهپیمایی سبز روز قدس قطعی شده بود.
با درود بر همه یاران سبز
در مورد راهپیمایی روز قدس و تهدیدهای علی خامنه ای در نمازجمعه چند نکته مهم وجود دارد:
1-علت تهدید های خامنه ای چه بود؟ با توجه به تبلیغات وسیعی که جنبش سبز برای این روز انجام داده اند و ترس رژیم از حضورمیلیونی سبزها در سراسر ایران درآستانه بازگشایی مدارس و دانشگاهها باعث شده که این روزها صدا وسیمای رژیم وتمامی اقلیت حامی رژیم در دستگاههای مختلف برای دلسرد کردن وایجاد رعب و وحشت در بین مردم هر کاری انجام دهند
2-این روزها دولت برآمده از کودتای 22 خرداد در حال رایزنی های بین المللی در مورد پرونده هسته ای و احتمال تحریم های بیشتر است از طرفی در 23 سپتامبر رئیس دولت کودتا سفر مهمی به نیویورک دارد.
3- خبرهایی رسیده که به خبرنگارهای خارجی برای پوشش راهپیمایی قدس (همان روز ایران سبز)اجازه داده اند که وارد کشور شوند که به دنیا نشان دهند همه چیز تمام شده و به قول علی خامنه ای در نماز جمعه ملت ما متحد شده اند و انقلاب طراحی شده از سوی دشمنان انقلاب توسط مردم سرنگون شد.
از طرفی تمام ترس رژیم از حضورسبزها در این روز این است که در صورت حضور میلیونی سبزها رژیم نمی تواند مثل دفعات قبل آنها را به گلوله ببندد چون این بار رسانه های خارجی مراسم را پوشش می دهند.
از طرفی درآستانه مذاکرات ایران با 5+1 و در آستانه سفررئیس دولت کودتا به سازمان ملل و در ماه رمضان دست رژِیم برای سرکوب مردم کاملا بسته شده حتی در این روز مانند قبل خبری از مانور سپاه و... نیست بنابر این تمام تلاش رژیم این است که با ایجاد رعب و وحشت مردم را از حضور در این روز منصرف کند ولی ما باید حتما در بی خطرترین و مهم ترین راهپیمایی جنبش سبز شرکت کنیم تا فردای آنروز پشیمان نشویم.
هر کس اگر بتواند حداقل 10 نفر از خانواده و دوستان را با خود همراه سازد پیروزی ما حتمی است در ضمن کلوب را از پنجشنبه شب تعطیل کنیم.
همه باهم در روز ایران سبز 27 شهریور برای آینده ایران
مهندس
میرحسین موسوی با ارسال نامهای به مهدی کروبی، از شجاعت و تعهد او تشکر
کرد و ابراز امیدواری کرد که دیگر روحانیان برجسته کشور نیز در افشای
جنایتها و تطهیر چهره اسلام با او همراهی کنند. موسوی در این نامه،
دستپاچگی «رسانه غیرملی و روزنامههای کودتاچیان» را نشانهای از «خبرهای
وحشتناکی که ما هنوز اطلاعی از آنها نداریم» و «آنکه دروغ چون چرکی مسموم
روز به روز دامنه خود را گسترش میدهد» میداند و هشدار میدهد که
کودتاچیان میخواهند با تهدید و ارعاب ستمدیدگان را به سکوت و انصراف از
تظلم وادار کنند.
متن کامل نامه موسوی به کروبی را در پی میخوانید:
ادامه مطلب

به گزارش خبرنگار ايلنا، موسوي در اين بيانيه ديدگاهش را نسبت به تشكيل نهضت فراگير « راه سبز اميد » اعلامخواهدكرد. اين نامزد انتخابات رياست جمهوري دهم در جلسه ی عصر روز گذشته با مشاوران خود، در مورد چگونگي تدوين اين بيانيه بحث و تبادل نظر كرد. در اين جلسه دو راهكار براي تشكيل جبهههاي سياسي موردبحث و بررسي قرار گرفت؛ نخست تشكيل چنين تشكلهايي بر مبناي وضعيت موجود جوامع كه به عنوان جنبشهاي اجتماعي، مشخصات آن ها و شعارهايش ممكن ميشود و جبهه ی سياسي به ساماندهي و سازماندهي آن ميپردازد. دومين نوع از چنين تشكلهايي با تدوين اهداف، راهكارها، اساسنامه و مرامنامه شكل ميگيرند و سپس به عضوگيري ميپردازند. مهندس موسوي آن چنانكه در ديدارش با اعضاي انجمن اسلامي جامعه ی پزشكي گفته بود، خواستار تشكيل نهضتي فراگير براي اجراي بدون تنازل قانون اساسي است كه شبكههاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بيشمار و گسترده در سطح جامعه را شامل شود. از اين رو تشكيل نهضت فراگير« راه سبز اميد » بر اساس مدل اول يعني ساماندهي جنبش اجتماعي به وجود آمده در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم، شكل خواهد گرفت. فعالان تشكيل نهضت فراگير« راه سبز اميد » پيشنهاد دادهاند تا نام اين نهضت به شكل مخفف « رسا » ناميده شود.
قلم - میرحسین موسوی با اشاره به موج سنگین تبلیغاتی علیه خواسته به حق مردم گفت: یک اراده سیاسی میخواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی – تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند، حال آن که وقتی دقت میکنیم میبینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.
ادامه مطلب
خباز نماینده کاشمر گفت در دیدار کروبی و لاریجانی مستندات مربوط به ادعای کروبی در موردآزار زندانیان ارائه خواهد شد.
پس از آنکه رئیس مجلس از تریبون علنی از مهدی کروبی خواست تا اگر مستندی دارد، آن را به او یا کمیته ویژه ارائه دهد؛ محمدرضا خباز عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی به دیدار لاریجانی رفت و به او گفت که در صورت تشکیل جلسهای غیر علنی و غیر رسمی در مجلس، میتوانند تمامی کسانی که این گزارشات را به کروبی دادهاند به مجلس دعوت کنند تا در محضر نمایندگان از رفتارهایی که با آنها شده است، سخن بگویند.
وی که این پیشنهادات را به استناد حضور شهرداران بازداشتی در جلسهای غیرعلنی و غیر رسمی در مجلس پنجم مطرح کرده بود، به «خبر» گفت: در آن زمان اخبار متفاوتی نسبت به بدرفتاری با این شهرداران در زندان مطرح میشد که با حضورشان در مجلس به طرح آن پرداخته و نمایندگان در جریان چند و چون آن قرار گرفتند و معلوم شد که همه آن اخبار شایعه نبوده است. اما رئیس مجلس ترجیح دادند تا بازداشت شدگان مورد آزار واقع شده، در جلسهای خصوصی با ایشان به طرح آنچه به سرشان آمده است، بپردازند و پس از آن اگر لازم شد، در جلسهای غیرعلنی و غیر رسمی این موارد مجدداً برای تمامی نمایندگان بازگو شود. وی در پاسخ به اینکه آیا کروبی نیز شخصاً با لاریجانی در اینباره دیدار خواهد کرد یا نه؟ گفت: ایشان در حال حاضر در سفر هستند اما در تماسی با ایشان، به بنده گفتند که حاضرند با آقای لاریجانی در اینباره دیداری داشته باشند اما هنوز زمان آن تعیین نشده است
میگویند در روزگار قدیم که دستگاههای ماشین حروفچینی فلزی بود، حروف م. و ل. در روسیه کمونیستی معمولا زودتر از سایر حروف سائیده میشد، علتش این بود که نوشتن واژه مارکسیسم لنینیسم(م.ل.)آنقدر رایج بود که دولت و نویسندگان و مخالفان از حروف م.ل. به جای واژه مارکسیسم لنینیسم استفاده میکردند و کثرت استعمال م.ل. باعث خرابی ماشینهای تحریری می شد که دائما این واژه منحوس را تکرار میکردند.
میگویم واژه منحوس و این ناشی از هیستری ضد چپ من نیست، چون من به سوسیال دموکراسی اعتقاد دارم و آنچه مرا به خشم میآورد، سویه دیکتاتوری لنینیستی است، نه سویه سوسیالیستی. مردم شوروی هرچه بدبختی میکشیدند از همین میم و لام بود، از آن فقر ملی که همه جا بود تا آن نکبت سازمان امنیت کمونیستی تا آن حزب لعنتی کمونیست شوروی تا آن ارتش سرخ لعنتی و به همین دلیل بود که میم و لام برای بخش وسیعی از مردم نفرتانگیز بود.
وقتی چهار سال قبل شروع کردم به طنزنوشتن درباره تو، دائما مجبور بودم کلمه احمدی نژاد را تکرار کنم، به همین دلیل ناخودآگاه تو را خلاصه کردم. وقتی مینوشتم ا.ن. همه میفهمیدند که منظور توئی کعبه و بتخانه بهانه است، اما در این میان برخی خرده گرفتند که چرا به او توهین میکنی؟ نوشتم کوتوله سیاسی، بعضی از دوستان خوشبین نوشتند چرا از قدش ایراد میگیری؟
بالاخره من و خوانندگان مودب به همان واژهها قناعت کردیم و در این حد چهار سال را گذراندیم، اما حالا جالب است. همان مودب ترینها چنان از تو خشمگین و عصبانیاند که با ا.ن. هم رضایت نمیدهند و در بهترین حالت مشنگ خطابت میکنند. سابقه ندارد این حجم صمیمانه جوک ساختن و شعارهای مفرح توهین آمیز به مثلا رئیس جمهور یک کشور که مردم در خیابان و بیابان و کوچه و داخل و خارج نثار یک مقام رسمی کنند. خودت فکر کردی که چه شده است که این ملت اینقدر از تو عصبانی و خشمگین هستند؟ فکر کردهای چرا این مردمی که اگر یک ماشین نیروی انتظامی میدیدند، همه از ترس فرار میکردند، اینقدر عصبانی و پرانگیزهاند که حتی وقتی میدانند دستور تیر صادر شده، سه میلون نفرشان در تهران به خیابان میآیند و بعد از کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن دو هزار نفر و کتک خوردن دهها هزار نفر از مردم کشور، حاضرند با همان انگیزهای که در مقابل دشمنی مثل صدام حسین جنگیدند، در مقابل تو و دولتات بایستند و تا ته دعوا بروند؟
میدانی چنین انرژی و انگیزهای در ایران بیسابقه است؟ یک کودتای 28 مرداد شد، ساعت نه صبح کودتا کردند، یک روز بعد تمام شد. نه تعداد کشتهها به اندازه حالا بود، نه شعبان بیمخها و فاطمه ارههایی که طرفداران مصدق را میزدند، به اندازه شعبان بیمخهای تو و نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش بودند. حتی کودتای رضا شاه هم یک روز با مقاومت روبرو نشد. صد تا را گرفتند و تمام شد. نه چنین بیرحمی کردند و نه مردم عین خیالشان بود. بگذار برایت بگویم که حتی در روز سی خرداد هم رجوی خائن وقتی فاز نظامی را اعلام کرد، هوادارانش یک هفته هم نتوانستند مقاومت کنند و اصلا قضیه یک موج عمیق اجتماعی نبود. تو چه کردی که این ملت حاضر نیست به هیچ قیمتی باور کند که چهار سال باید وجود تو را تحمل کند؟
آقای خامنهای گفته بود که جنبش سبز کاریکاتور انقلاب است، به نظرم ایشان چون کسی جرات ندارد کاریکاتورشان را بکشد، مدتی است کاریکاتور ندیده، یا انقلاب را فراموش کرده یا نمیداند کاریکاتور چیست. من هر دو را خوب میشناسم، اولا که متاسفانه از مرداد 1356 که انقلابیون به سیب زمینی میگفتند "دیب دمینی" من نوزده ساله وسط خیابانهای شهر ولو بودم و درگیر انقلاب و ثانیا مهمترین کار تحقیقی زندگیام در مورد انقلاب ایران است. باور کن اگر این انرژی که جنبش سبز علیه تو و حامیانت دارند، در مردم انقلابی سال 1357 بود، انقلابی که دی ماه 56 جدی شده بود، تا خرداد 57 کلک شاه را کنده بود.
یک سال طول کشید تا ماشین این ملت به راه افتاد و وقتی راه افتاد، دیگر راه افتاده بود. شما چه میدانید انقلاب و خشم مردم چه کوفتی است؟ نه آقای خامنهای انقلاب دیده است، نه تو. ملت هم البته اکثرا انقلاب ندیدند، وگرنه شاید اینقدر میل به نزدیک شدن به انقلاب و انقلابیگری را نداشتند. انقلاب، حاصل نادانی رهبران یک کشور است و به علت موقع نشناسی و سهل انگاری آنان رخ میدهد. و اتفاقا تو و آقای خامنهای و سیستم امنیتی و پلیسی تان دارید تابع النعل بالنعل همان راهی را میروید که شاه رفت.
انقلاب وقتی تودهای میشود که شعارش از "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" تبدیل میشود به "مجتبی بمیری رهبری رو نبینی" لابد فکر میکنی این شعار دست ساز است، یعنی مثلا یک گروه روشنفکر و تحلیل گر آن را ساختهاند، نه، اصلا این طور نیست. مردم خونی شدهاند. مردم فرزندشان را از دست دادهاند، وگرنه شعاری مثل "میکشم آنکه برادرم کشت" شعار جنبش سبز نیست، این یک واکنش عصبی و انقلابی است که توسط مردمی که جلوی چشمشان قتل صورت میگیرد داده میشود. محمود احمدینژاد! تو از خط قرمز رد شدی. آقای خامنهای و تو مسوول خون حداقل 360 نفری هستید که یا با گلوله و یا با شکنجه کشته شدهاند. به همین دلیل است که میخواهم بگویم که بدانی سر گنده زیر لحاف است. و این قصه سر دراز دارد.
این نامه را به این امید دارم مینویسم که با جدیت بخوانی. مطمئنم میخوانی. حرفم را جدی بگیر، بیش از آنکه فکر کنی اتفاق میافتد. نامه دیگری برای مجلس و آقای لاریجانی نوشتهام، او و هاشمی هنوز یک پلی را برای خراب نشدن باقی گذاشتهاند و علیرغم رفتار غیرمنطقی آقای خامنهای خوشبختانه علی لاریجانی مجلس را و خودش را هنوز نابود نکرده است و امیدوارم حداقل برای جلوگیری از فروپاشی کامل یا انقلاب کامل که هر دو به زیان منافع ملی ماست، آن راه را برود. تو اگر عقل بخرج بدهی باید قضیه را تمام کنی و یا استعفا کنی یا در مقابل مجلس درگیر نشوی، بگذار قضیه تمام شود. این طوری میتوانی یک جوری لایی رد کنی و در یک معامله آینده با گذشته جلوی ادامه خشونت را بگیری. استعفا هم کار سختی نیست، فقط تصور کن که اگر بنا باشد مردم در مقابل تو بایستند، دیوانگی بشود، یا فقط دو روز کنترل از دست برود، خاندانت برباد میرود.
من مطمئنم که تو آدم شجاعی نیستی، ممکن است قبلا فکر میکردی بلدی نقش پسر شجاع بابا را بازی کنی، ولی این مال وقتی بود که در دوره گذشته به آقای خاتمی گفته بودی، کاش شما هم بدون محافظ از خیابانهای تهران رد میشدید و مردم را میدیدید، و وقتی انتخاب شدی، گفتی که با همان پژوی قدیمیات سر کار خواهی رفت و از محافظ استفاده نخواهی کرد. در حالی که برای اولین بار یک رئیس جمهور در جمهوری اسلامی جرات نکرد فاصله کاخ ریاست جمهوری تا بهارستان را با وجود یکصد هزار نیروی پلیس و لباس شخصی و ضد شورش طی کند. دوستانت گفتهاند که در گذشته هم هرگز نه یک بار جبهه رفتهای و نه در هیچ موقعیت خطرناکی قرار گرفتی. بزرگترین کربلایی که رفتی دانشگاه کلمبیا در نیویورک بود و بزرگترین جبههای که رفتی در سوئیس بود که مطمئنم به ماموران امنیتی آنها بیشتر اطمینان داشتی تا ماموران امنیتی خودت.
آقای احمدی نژاد!
روزی که گفتند احمدینژاد با هلیکوپتر برای تحلیف رفته است، فهمیدم که تو دیگر حاضر نیستی خودت را در معرض خطر قرار بدهی. و اتفاقا مشکل هم از همین جا همیشه شروع میشود. افتخار بزرگ تو این بود که در منطقه سبز آمریکایی ها پیاده راه رفتهای و از تروریست ها و نیروهای آمریکایی نترسیدی، حالا پسر شجاع ما جرات ندارد در منطقه سبزی به اسم تهران با ده تا ماشین محافظ و صد هزار نیروی ضد شورش راه برود. این را بگیر و حساب چهار سال را بکن. حتما دلت را به این خوش کردهای که این خس و خاشاک خسته میشوند و میروند و خانه مینشینند، اما، راه را اشتباه میروی. تو گربه را انداختی زیر شیروانی داغ و انتظار داری که پنجه به صورتت نکشد. در سادهترین صورت دو هزار زندانی دست پلیس و قوه قضائیه است. تا وقتی اینها در زندان و دادگاهند، تو روی آرامش نخواهی دید، و با این صورتی که مرتضوی محاکمه میکند، فقط هشت سال دادگاههای صد نفری طول میکشد. میخواهی چه کنی؟ ولشان کنی یک مشکل داری و اگر ولشان نکنی هزار مشکل.
آقای احمدی نژاد!
تو یک پاسخ بزرگ را به همه ایرانیان و جهانیان بدهکاری، اگر واقعا مردم ایران تو را با 24 میلیون رای انتخاب کردهاند، دلیل این که مملکت دو ماه است حکومت نظامی است چیست؟ و چرا با گذشت دو ماه از انتخابات و کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن قریب دو هزار نفر، هنوز اعتراض مردم ادامه دارد؟ چرا اگر واقعا انتخابات بدون تقلب برگزار شده، از میان هشت رئیس مجلس و هفت رئیس جمهور، فقط حداد عادل و آقای خامنهای انتخابات را صحیح میدانند و سه رئیس جمهور سابق، نخست وزیر سابق و همه روسای شش مجلس گذشته انتخابات را مخدوش و دولت تو را نامشروع می دانند؟ چرا تمام خانواده رهبر سابق و بنیانگذار جمهوری اسلامی، تمام مراجع تقلید، به جز یکی از آنان، دولت دهم را نامشروع میدانند؟ اگر واقعا تو نماینده 24 میلیون ایرانی هستی، چرا یک تظاهرات آزاد برگزار نمیکنی و اجازه نمیدهی بدون حضور نیروی امنیتی و نیروی ضد شورش طرفداران تو و طرفداران میرحسین موسوی در همه کشور در دو مکان مجزا تظاهراتی در حمایت از کسی که به او رای دادهاند، برگزار کنند؟ این چه ریاست جمهور 24 میلیونی است که جرات نمیکند به خیابان برود؟ اگر واقعا طرفداران تو فقط نیروهای ضدشورش و باتوم به دست ها و کلت به کمرهای لباس شخصی هستند، که با این وضع نمی توانی چهار سال حکومت کنی.
آقای احمدی نژاد!
حالا دیگر مردم جهان هم چهره دیگری از احمدینژاد میشناسند، انقلابی را که میخواستی به جهان صادر کنی، با اجازهات ما به گند کشیدیم، ایرانیانی بسیاری در سراسر جهان زندگی میکنند که تنها کلمه ای که به فارسی نوشتهاند، نام میرحسین موسوی است. نسل اول و دوم و سوم مهاجرین ایرانی در سراسر جهان حالا دیگر به این افتخار می کنند که ملت ایران با شجاعت در مقابل دیکتاتوری به اسم محمود احمدینژاد و رهبرش ایستادهاند. حالا دیگر در تمام جهان احمدینژاد و حامیانش نه به عنوان دشمنان آمریکا و اسرائیل، بلکه به عنوان قاتلین مردم ایران شناخته میشوند. تعداد فیلمهایی که از کشتگان مظلوم ایرانی در جهان پخش شده از تصاویر بیست سال کشتگان لبنان و فلسطین هم بیشتر است. تو دیگر در هیچ کشوری که زیر سلطه نظامی و دیکتاتوری نباشد، امنیت نداری. حالا دیگر نه می توانی در نیویورک مهمانی بدهی، نه می توانی با مسلمانان هند و مالزی و اندونزی دیدار کنی، حتی آنها هم تو را به عنوان قاتل مسلمانان میشناسند. تنها دولتی که ممکن است با تو نزدیک شود، آمریکاست. تمام مسلمانان جهان لعن و نفرینت خواهند کرد. اگر طرف آمریکا نروی یک بدبختی داری و اگر با آمریکا کنار بیایی هزار بدبختی.
آقای احمدی نژاد!
سالی که در پیش رو داری سال سختی است. نه میتوانی به سفر بروی، نه میتوانی پا به دانشگاه بگذاری، نه میتوانی به سفر استانی بروی و خودت هم میدانی که بدون نفت صد و پنجاه دلاری و بدون وجود بوش در کاخ سفید، دیگر نه میتوانی پول به طرفداران نامهنویس بدهی و نه باج به حماس و حزب الله. از سوی دیگر مجلس نیز دستت را خوانده است، اگر در دولت قبلی دوازده وزیرت برکنار شد، در همین سال بزحمت بتوانی دولتی همراه پیدا کنی که بتواند رای اعتماد همین مجلس را بگیرد. بالاخره این مجلس هم وکلایش باید به میان مردم بروند. موجودات حقیر و خودفروشی مثل کوچک زاده که اگر به عنوان لباس شخصی ویژه در مجلس سایر نمایندگان را کتک نزند، فقط به درد مشاورت خودت میخورد، را کنار بگذار. کابینه تو از این مجلس هم رای اعتماد نخواهد گرفت و بعید نمیدانم که مجلس هشتم افتخار تصویب لایحه عدم کفایت سیاسی تو را از دست بدهد. اگر بنا باشد یک مصداق روشن و مشخص برای عدم کفایت سیاسی پیدا شود، توئی. دور قبل که با شکلات و شیرینی شروع کردی و با وعده نفت و سفره و مدیریت جهان آمدی، چنان شد که مردم وقتی دوره ات تمام می شد، همه جشن گرفته بودند، حالا که در دو ماه 360 کشته مخالفتهای سیاسی، 160 کشته سوانح هوایی و 115 اعدام در دو ماه، فقط آغاز بهار تست، با این بهار، می خواهی زمستان را چه کنی؟
محمود خان!
دولت تو، و نه قوه قضائیه، مسوول کشتن مردم است. رهبری فرمان تیر داد و نیروی انتظامی تحت امر تو آدمهایی را با شکنجه به شهادت رساندند. مجلس رسما اعلام کرده که فرمانده پلیس تو مسوول جنایات کهریزک است. حالا می خواهی چه شعاری بدهی؟ می خواهی به جهانیان چه بگوئی؟ میخواهی از کشتار در کجا انتقاد کنی؟ میخواهی از آزادی در کجا دفاع کنی؟ میخواهی بگویی پیرو کدام خمینی هستی که همه نورچشمیهایش را آواره و زندانی کردهای؟ میخواهی بگویی طرفدار کدام پابرهنهای هستی که فقیرتر و بدبختتر نشده است؟ کدام دولت مستکبر در دو ماه گذشته بیش از دولت تو آدم کشته است؟ اسرائیل؟ آمریکا؟ سودان؟ چین؟ ذهنت را خسته نکن. هیچ دولتی و هیچ گروه جنایتکاری چنین نکرده است که شما در این دو ماه کردید. ولی می دانی مساله چیست؟ بسیار تر از بسیار ایرانیانی را می شناسم که تا پیش از این فکر می کردند اگر تو بیایی از کشور بیرون خواهند آمد یا هرگز به ایران بازنخواهند گشت، اما هر روز یکیشان از من خداحافظی میکند و خبر رسیدنش به ایران را می دهد یا از ایران یکی تماس میگیرد و میگوید به هیچ رو حاضر نیست، حضورش را در این لحظه های تاریخی جنبش سبز و بزرگ ایران از دست بدهد. ایرانیان امروز نترس و شجاع و بی باک ایستادهاند تا نگذارند چهار سال دیگر از تاریخ را با حضور احمدینژاد بنویسند.
آقای احمدی نژاد!
جوانتر که بودم پیری از پیران قوم، فلسفه تاریخ را برایم چنین میگفت که نادرشاه دو هفت سال حکومت کرد، هفت سالی را به مردم داری و مردم دوستی و هفت سالی را به جنایت و مردم کشی، به نظر میرسد هفت سال دوم نادر را آغاز کردهای. گفتن این کلام دشوار است و دیدنش دشوارتر که مردمان کشورم در ترس و وحشت روزگار میگذرانند و جز تن شان هیچ سلاحی برای جنگیدن ندارند، اما این وضعی است که تو و آقای خامنه ای انتخاب کردید. تو حاضر نشدی بپذیری که مردم تو را نمیخواهند، و رهبر نظام حاضر نشد بپذیرد که رئیس جمهوری که مردم میخواهند، و او نمیخواهد، بر صندلی قدرت بنشیند. فاجعه همیشه از همین جا آغاز میشود.
محمود!
تو یک راه برای بازگشت داری. هنوز این راه بسته نیست. کسی نمیتواند تو را مجبور کند که رئیس جمهور باشی. از میان شورش و کشتار، یا فروپاشی حکومت، که سرنوشت محتوم وضع کنونی است، راه سومی را انتخاب کن. این راه به صلاح همه است، اگر تا یک ماه قبل فکر می کردی با کشته شدن بیست نفر و زندانی شدن پنجاه نفر و اعدام ده نفر همه چیز تمام میشود و چهار سال دیگر می توانی به بازی کودکانهات ادامه دهی، حالا دیگر آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخته است. کشتهها بسیار شدند و مردم ناآرام تر. مردم خشمگین تر و پر انگیزهترند، راستش را بخواهی هیچ راهی برای بازگشت و تعادل باقی نگذاشتی و کسی که بحران می سازد، عاقبت در همان بحران میسوزد.
واقعا چه ارزشی دارد که یک دولت دیکتاتور را اداره کنی؟ چه منزلتی دارد که مردم تصویر یک جنایتکار از تو داشته باشند؟ اگر فکر می کنی که این دولت به دولت امام زمان وصل می شود، اشتباه میکنی، لابد مراجع تقلید بهتر از تو میدانند آقای تو و آنها کی ظهور میکند. یادت نرود که جای هیچ افتخار و بزرگی برای خودت باقی نگذاشتی، نبودی، بی دلیل به جایی آمدی که بزرگتر از خودت بود و حالا میتوانی بروی و ننگ بزرگتری را با یک انتخاب بهتر از بین ببری. نمیخواهم تصور کنم که تو در فاصله ای کوتاه با نابودی خودت و یک کشور و کشته شدن مردمی بسیار، نیاز به یک مشورت نداشته باشی. سالی دیگر خواهد رسید و همه ما این روزها را چون خاطره و خطری غریب خواهیم دید و تو بی هیچ افتخار و خدمتی خواهی رفت. هنوز یک راه باقی است. انتخابش کن.
ادامه مطلب ..............
ادامه مطلب
"الف" دانشجوی 25 ساله ای که چندی پیش با وی اشنا شدم .چهره اش نه به اشوبگران شبیه است و نه به عرازل و اوباش ، دانشجویی که زیاد اهل سیاست نیست و دلیلش را هم نوعی ترس بیان میکند او که در میان معترضین دانشگاه کرج در روز 25 خرداد دستگیر شده و تنها 10 ساعت در بازداشت بوده در توصیف انچه به او گذشت میگوید وقتی به خانه برگشتم چهره ام به گونه ای شده بود که مرا نشناختند ! متن زیر گفتگویی است که خود شخصآ با او انجام دادم و کاملآ حقیقی است
ادامه مطلب
م
هندس
میرحسین موسوی، بار دیگر نشان داد که شایستهی رهبری جنبش سبز مردم ایران
است. او با صدور دهمین بیانیهی خود پس از انتخابات، «دادگاه تقلبی» را
رسوا کرد که میخواهد «انتخابات تقلبی» را پاک جلوه دهد. میرحسین از ضرورت
محاکمهی بازجویان شکنجهگر گفت و تصریح کرد که: «دندان شکنجهگران
واعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است.»
متن کامل بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی را در ادامه میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به
ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف
کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت در آن چنین چیزی
نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه
روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن
الزام شوند اقرار کنند، به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که
کشیدهاند، ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید
شد. میگفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم، این نمایش هفتهها پیش
برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند، تا گفته باشند که
اینها حرفهای ما نیست.
دندان شکنجهگران و اعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است
تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و
نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرماند که در نشو و نمای این
نهضت و تاسیس نظام برخاسته از آن برجستهترین نقشها را بر عهده
داشتهاند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی
داشتهاند، به چیزی کمتر از آن تهدید میکنید؟ یا پس از به مسلخ بردن
جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بیآبروییها هدف
گرفتهاید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدهی دادگاههایی اینچنین
فرمایشی، سقوط اخلاقی و بیاعتباری صحنهگردانان آن است.
صحنههایی که دیدیم و دیدید، جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار
دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است، انتظار دارند عدم وقوع
تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید، آن را در رعایت
ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبک با طرح
مطالبی بیربط، با استناد به کتابهایی که به خروار خمیر میشوند، با تکیه
بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به
اعترافهایی که رنگ شکنجههای قرون وسطایی از آن هویداست، انتظار دارند
ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود:
برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند، حدی نیست؛ یا کسی که در زندان یا قید
و بند باشد و او را تهدید کرده باشند، اقراری برای او نیست. (الغدیر جلد
ششم)
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری، چهرهشان را
دیدند، احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم
وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز
دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمهی مرتکبین این فجایع را شاهد باشد
و بازجویان و شکنجهگرانی را که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند،
بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ
عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى
فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ
یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىکرد جنبندهاى بر روى زمین باقى نمىگذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مىاندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمىتوانند افکنند
میرحسین موسوی
ادامه مطلب
به گزارش قلم نیوز، دفتر میرحسین موسوی در ادامه پیگیریهای حقوقی خود برای صیانت از آرای مردم و جمع آوری مستندات بسیار زیاد مبنی بر بروز تخلفات آشکار در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از همه مردمی که مشاهداتی را در زمینه بروز تخلف و تقلب در انتخابات داشتهاند درخواست کرد تا اطلاعات خود را به شماره فکس 02188926773 ارسال کنند تا از مجاری قانونی، نسبت به اعاده حقوق رایدهندگان اقدام شود.
سخنگوی شورای نگهبان گفت: میرحسین موسوی در اعتراض خود به شورای نگهبان نسبت به 7 مورد معترض است.
عباسعلی
کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در گفتوگو با خبرگزاری فارس با اشاره به
اعتراض میرحسین موسوی و محسن رضایی به نتیجه انتخابات این دوره گفت: عصر
امروز این 2نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم اعتراض خود را نسبت به نتیجه
انتخابات ریاست جمهوری به شورای نگهبان تقدیم کردند.
کدخدایی با
بیان اینکه میرحسین موسوی در اعتراض خود به شورای نگهبان نسبت به 7 مورد
معترض است گفت: موسوی در اولین اعتراض خود تأکید کرده است که در مناظرهها
مطالبی گفته شده که اتهام علیه شخصیتهای نظام بوده است.
وی
اضافه کرد: کارشکنی مسئولان فرمانداریها در ارائه کارت ناظرین
انتخاباتی،قبل از تجمیع دستی آرا نتایج اعلام شده، تعرفههای انتخاباتی در
شعب اخذ رأی به خوبی توزیع نشده مانند شهرهای شیراز و تبریز، احمدینژاد
در صداوسیما تبلیغات اضافی داشته است، تیتر سایتهای رجانیوز، فارس و
ایرنا مبنی بر پیروزی احمدینژاد در انتخابات و نقض ماده 40 جرائم نیروهای
مسلح و استفاده از نظامیان و بسیج در میتینگهای تبلیغاتی احمدینژاد از
جمله موارد اعتراضی میرحسین موسوی نسبت به انتخابات ریاست جمهوری است.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر محتشمی پور عصر سه شنبه در یک نشست خبری با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی بیان کرد: کمیته حقیقتیاب عبارت است از هیاتی صاحبنظر و بیغرض برای بررسی تخلفات وسیعی که قبل از انتخابات و در حین انتخابات صورت گرفته است و تاثیر مستقیم در سرنوشت انتخابات و رای مردم داشته و موجب شده است که مسیر انتخابات بر خلاف رای مردم اعلام شود.
محتشمی پور درباره تاکید اعضای این هیات اظهار کرد: این هیات متشکل از سه نفر به عنوان نمایندگان مراجع تقلید، چهار نفر به عنوان نمایندگان نامزدها، یک نفر از وزارت کشور که به سود نامزدی موضع رسمی نگرفته باشد و یک نفر نیز با همین شرایط از طرف شورای نگهبان به همراه یک حقوقدان دانشگاهی و قاضی بیطرف با معرفی کانون وکلا، دادستان کل کشور، رییس قوه قضاییه و رییس بازرسی کل کشور است.
وی، بررسی دخالتهای عوامل دولتی و نظامی به صورت سازمان یافته در انتخابات و میزان تاثیر آن، بررسی دخالت سازمان یافته وسیع، بررسی استفاده از امکانات دولتی و موقعیت شغلی و بررسی موضوع خریداری رای و پرداختهای منتهی به زمان انتخابات و میزان تاثیر این عوامل را از جمله موارد قابل بررسی در کمیته حقیقت یاب خواند و گفت: بررسی مواردی نظیر مقدار واقعی شرکت کنندگان، مهندسی آرا و تعیین سهمیه و درصد رای برای نامزدها توسط وزارت کشور، گروه سایه مدیریت انتخابات، علل مانع تراشی برای حضور نمایندگان نامزدها در هیاتهای اجرایی و هنگام پلمب صندوقها و شمارش آرا در شعب اخذ رای و اماکن تجمیع آرا از جمله دیگر موارد مورد بررسی در کمیته حقیقت یاب پیشنهادی از سوی کمیته صیانت از آرا مهندس موسوی است.
محتشمی پور افزود: بررسی علل اعلام سریع نتایج قبل از پایان اخذ رای از طریق سیستم رایانهای و بدون طی مراحل قانونی و بر خلاف نامه رسمی شورای نگهبان مبنی بر دستی بودن شمارش، بررسی علت اعلام و برگزاری مانور اقتدار توسط نیروی انتظامی و ... قبل از انتخابات بر خلاف ادوار قبل، بررسی اقداماتی که به خرید رای معروف شد، بررسی تبلیغات جانبدارانهی صداوسیما به سود آقای احمدی نژاد مانند تریبون آزاد و ... برخلاف ادوار قبل، بررسی تاثیر افتراهای مجرمانه آقای احمدی نژاد در صداوسیما و مراکز تبلیغاتی نسبت به مقامات از جهت خدشهدار کردن رقیب و جلب آرا، بررسی مدیریت تعرفه ـ تعداد واقعی چاپ شده ـ علت عدم توزیع مناسب و کم آمدن تعرفه در تعدادی از استانهای مهم و بررسی مدیریت زمان و علت عجله وزیر کشور برای پایان دادن به اخذ رای از جمله دیگر موارد مورد بررسی در کمیته حقیقت یاب است.
رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی در بخش دیگری از سخنان خود راهپیمایی میلیونی مردم تهران در روز گذشته را تبریک گفت و افزود: روز گذشته راهپیمایی میلیونی مردم تهران در حمایت از آقای مهندس میرحسین موسوی و همچنین برای احقاق حقوق خود و رایهایی که به صندوق ریختهاند و در اعتراض به حوادثی که در این انتخابات اتفاق افتاد را شاهد بودیم و مردم حرکت باشکوهی را با نظم و آرامش انجام دادند که یکی از زیباترین جلوههای حضور مردم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود.
محتشمی پور با بیان اینکه این حرکت میلیونی در تهران مشابه حرکتها و تظاهراتی بود که در آستانه پیروزی انقلاب در تهران برای احقاق حقوق ملت ایران برگزار میشد، اظهار کرد: متاسفانه شیرینی این حرکت بزرگ مردم تهران با حادثه آفرینی تعدادی اندک از افرادی که در درون حرکت ملی مردم تهران آمده بودند، به آتش و خون کشیده شد. این عوامل نفوذی و به احتمال زیاد از جریان رقیب، این اقدام آرام مردم را برنمیتابید و با آتش زدن یک ماشین و ورود نیروهای مسلح از پایگاهی که در نزدیکی این حادثه بود، به طرف مردم شلیک شد و تعدادی از افراد کشته و مجروح شدند.
وی با تسلیت به خانوادههای داغدار گفت: به این جریان طالبانی، خوارج و خشونتگرا که نمیتوانند حرکتهای زیبا و انقلابی مردم را ببینند و میخواهند با اقدامات خشونتبار خود صدای مردم را خفه کنند هشدار میدهم که راه شما بسیار غلط و اشتباه است و هیچ گاه نمیتوانید به مقصد برسید. شما در دادگاه عدل الهی و دادگاه عمومی ملت ایران، محاکمه و محکوم خواهید شد. دولت کسانی هم که به عنوان سردمداران و حامیان آنها هستند رو به پایان است و با این حرکتها نمیتوانند راه به جایی ببرند.
رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی در ادامه به برگزاری تجمع و جشن پیروزی حامیان احمدی نژاد در میدان ولی عصر اشاره کرد و افزود: یک روز قبل از راهپیمایی میلیونی مردم تهران که سراسر شور، عشق، شعف و آزادی بود، شاهد جشن نمایشی برای پیروزی رییس جمهور فعلی بودیم که این یک اقدام غیر قانونی بوده است چرا که آقای احمدی نژاد در صورتی میتواند به طور قانونی رییس جمهور باشد که دوران رسیدگی به شکایات گذشته باشد. طبق قانون، شورای نگهبان تا یک هفته باید شکایات را دریافت و پس از بررسیهای لازم تا 10 روز اظهار نظر کند. علیرغم اینکه عملکرد شورای نگهبان نشان دهنده تمایل این شورا به وضع موجود است ولی به هر حال هنوز نتوانسته است اظهار نظر کند ولی آقای احمدی نژاد جشن پیروزی برای خود گرفته است و در این اجتماع نیز اقدامات خلافی انجام داده است.
محتشمی پور با اشاره به برخی برخوردها و صحبتهای رییس جمهور در جشن پیروزی در میدان ولی عصر اظهار کرد: آقای احمدی نژاد در این اجتماع به مردم و شخصیتهایی توهین کرده، مردم شریفی را که مخالف او هستند به خار و خاشاک تشبیه و حاضران را برای سرکوب ملت تحریک کرده است. آیا شان رییس جمهور یک کشور که باید حافظ جان، مال و ناموس مردم و مجری قانون باشد این است که مردم را با خشونت مورد خطاب قرار دهد و عدهای را تحریک کند؟ آیا چنین فردی شایسته ریاست جمهوری یک کشور است؟
وی همچنین از برخوردهای شدید و حملات صورت گرفته به خوابگاه کوی دانشگاه تهران طی روزها و شب های اخیر ابراز تاسف کرد و گفت: پس از برگزاری جلسه به اصطلاح جشن آقای رییس جمهور عدهای به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و دانشجویان و عزیزان ما را به خاک و خون کشیدند و آنها را مورد آزار و ضرب و شتم قرار دادند. این حادثه در یکی دیگر از استانهای کشور نیز اتفاق افتاده است و من از طرف خودم، آقای مهندس موسوی و مجمع روحانیون مبارز با دانشجویان و خانوادههای آنها ابراز همدردی میکنم.
رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی در ادامه سخنان خود انتخابات اخیر را استثنایی خواند و اظهار کرد: ما از ابتدا در این انتخابات موضوع صیانت از آرا را در دستور کار خود قرار دادیم ولی متاسفانه کارشکنیهایی صورت گرفت و عملا سیستم سازمان یافته ما را در سراسر کشور مختل کردند. قطع سیستم ارتباطی ما از طریق اختلال در اینترنت و SMS نشان دهنده عزم پشت پرده دولت برای تخلف در انتخابات است.
وی ادامه داد: طبق قانون باید نمایندگان نامزدها از یک ساعت پیش از شروع اخذ رای در سر صندوقها حاضر باشند ولی متاسفانه اجازه ورود به نمایندگان ما ندادند. در رابطه با تعرفهها هم شاهد بودیم که از ساعت 10 صبح در تعدادی از استانهای کشور، مردم با فقدان تعرفه مواجه شدند.
رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی با اشاره به مشکلات پیش آمده در مرحله شمارش و تجمیع آرا افزود: در تمام این مراحل طبق قانون باید نماینده نامزدها حضور داشته باشد اما اجازه حضور به نمایندگان ما ندادند. از روز شنبه تاکنون نامههای مربوط به تخلفات با امضای مهندس موسوی برای شورای نگهبان فرستاده شده است. افکار عمومی بهترین دادگاه برای تخلفات است چرا که وقتی دستگاه قضایی وظیفه خود را انجام نمیدهد، این مردم هستند که حرف خود را به مقامات میرسانند.
وی با اشاره به دعوت روز گذشته شورای نگهبان از نمایندگان نامزدهای انتخاباتی برای شرکت در جلسهای مشترک و طرح شکایات خود، اظهار کرد: امروز ساعت 9 صبح قرار ملاقاتی از سوی شورای نگهبان گذاشته شد که من از طرف آقای موسوی، آقای کرباسچی از طرف آقای کروبی و آقای دانش جعفری نیز به نمایندگی از آقای محسن رضایی در این جلسه حضور داشتند ولی متاسفانه فقط سخنگوی این شورا یعنی آقای کدخدایی و یکی از حقوقدانان شورای نگهبان در این جلسه حاضر شدند، در حالی که جا داشت شورای نگهبان مطالب مطروحه را از نزدیک میشنید، همان طور که روز گذشته هم باید پیام مردم را میشنیدند.
محتشمی پور گفت: از ساعت 9 صبح تا ساعت 12:30 جلسه داشتیم و کل مسائل و تخلفاتی که در سیر انتخابات انجام شده بود با استدلالی قوی بیان کردیم. اولین انتقادی که وجود داشت مربوط به تخلفات خود شورای نگهبان بود. ناظر انتخابات باید کاملا بیطرف باشد و تمام نامزدها باید مساوی باشند و شورای نگهبان نباید از هیچ یک از کاندیداها حمایت کند ولی علیرغم این وظیفه اخلاقی، قانونی و حقوقی، تعدادی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانیهای خود به طرفداری از آقای احمدی نژاد موضع گرفتند و حتی برخی از آنها سفرهای تبلیغاتی برای وی انجام دادند. به عنوان مثال آقای الهام یکی از حقوقدانان شورای نگهبان است که در ایام انتخابات سفرهای تبلیغاتی برای آقای احمدی نژاد انجام میداد. آیا چنین شورایی صلاحیت دارد که انتخابات برگزار کند؟
به گزارش خبرنگاران قلم نیوز در سطح شهر تهران، ساعت 10 شب از هر محله ای در تهران صدای الله اکبر گفتن مردمی که به نحوه برگزاری انتخابات و تقلب آشکار در رایشان اعتراض دارند، به گوش می رسد.
مردم در یک همنوایی و حرکتی خودجوش در اعتراض به نادیده گرفته شدن رای وحقوق مدنی اشان، راس ساعت 10 هر شب با حضور در پشت بام ها و در محله های خود غریو "الله اکبر" سر می دهند و یاری حق تعالی را برای رسیدن به حقشان می طلبند.
روز گذشته نیز جمعیت میلیونی مردم تهران مسیر انقلاب تا آزادی را راهپیمایی کردند که با همراهی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی برگزار شد.






